اين بوی غريب را
می شناسم و
نمی شناسم
پای غريبه ای ست
در ميان
در اين اقيانوس
خاطره ی كدام آغوش
بوی مرا
موج می زند
پيچ می دهد
هوش می برد
قطره ای بيش نيستم
از دارايی اين جهان
يك صدف
مرا كافی ست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 19:20 توسط فريبا شادكهن
|